شمارهٔ ۵۰ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کنون که کشور خوبی بنام تست ای دوست
بیا که دیده روشن بنام تست ای دوست
سخن بگوی از آن پسته شکر افشان شو
که قوت طوطی روحم کلام تست ای دوست
مرا چه زهره که لاف از غلامی تو زنم
منم غلام کسی کو غلام تست ای دوست
کشند اهل سلامت بکوی صد آفت
کمین کرشمه که وقت سلام تست ای دوست
درون روضه سهی پا بگل فرومانده
ز دست قامت خرم خرام تست ای دوست
کند دلم بر پیکان تیرت استقبال
بصد نیاز که پیک پیام تست ای دوست
ز دست حور ننوشد شراب کافوری
کسی که مست مدام از مدام تست ای دوست
روا مدار که دشمن بکام دل برسد
چو ملک عالم دلها بکام تست ای دوست
حسین از در ما چون نمیرود گفتی
کجا رود که گرفتار دام تست ای دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی دعوتی از دوست است که در آن درباره زیباییها و لذایذ زندگی سخن گفته شده است. شاعر از دوستی خود با محبوبش یاد میکند و به شکرینیهای عشق و دوستی اشاره دارد. او خود را غلام کسی میداند که خودش نیز غلام دلبستگی و عشق است. همچنین به موضوع خطرها و آفتهایی که ممکن است در محبت پیش آید، اشاره میکند و از امید به سلامت و خوشی سخن میگوید. شاعر از زیبایی و شگفتیهای طبیعی و عشق در دلش سخن میگوید و در پایان به این نکته اشاره میکند که چگونه در دام عشق گرفتار شده و نمیتواند از آن رهایی یابد.