شمارهٔ ۶۶ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بخت چون بنمود راهم جانب دلدار خود
آمدم تا سر نهم بر خاک پای یار خود
عمر من در کار علم و عقل ضایع گشته بود
آمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار خود
سجه و خرقه مرا بی عشق او زنار بود
ساعتی ای عشق راهم ده سوی گلزار خود
چون نمی زیبد در این گلزار خار همتم
آتشی از سینه افروزم بسوزم خار خود
اشک من ای عشق لعل و روی من زر ساختی
تا تو بینی دمبدم بر روی من آثار خود
از جمال حسن جان افزای خود چون آگهی
کی بهر دیده نمائی جان من دیدار خود
تا تو بینی حسن خویش و عشقبازی ها کنی
از دو عالم کرده ای آئینه رخسار خود
گر سخن مستانه میگوید حسین از وی مرنج
چون تو مستش میکنی از نرگس خمار خود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و شوق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از سر تاپا، وجودش را فدای محبت و دیدار معشوق کرده و ابراز میکند که زندگیاش بدون عشق او بیمعنا بوده است. او به تلاش برای جبران این بیعشقی میپردازد و تمایلی دارد تا به گلزار عشق برود و آتش اشتیاقش را روشن کند. همچنین شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید و از اینکه بیخود و مست عاشقی شده، ابراز خوشحالی میکند. در نهایت، او خواهان دیدار و بهتر شناختن زیباییهای معشوقش است.