شمارهٔ ۶۷ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دوش چشم جانم از دیدار شه پرنور بود
مطرب ما زهره و ساقی مجلس حور بود
با عذار ساقی فتان و چشم مست او
زاهد ار بشکست توبه همچو ما معذور بود
تا قدح کرده حدق بهر حمیای جمال
پیش از آن کاندر جهان باغ می انگور بود
با حریفان معربد در خرابات ازل
از شراب لایزالی جان ما مخمور بود
ما انا نیت ز دار نیستی آویخته
تا بگویندی اناالحق گفتن منصور بود
دلبر آنساعت که جام خمر کافوری بداد
مسند دل بر فراز چشمه کافور بود
جان ما آئینه حق گشت و از ما شد پدید
آنچنان گنجی که در کنج ازل مستور بود
بود در طور فنا مست تجلیها حسین
پیش از آندم که حکایات کلیم و طور بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق به معشوق و لحظات مستی و انس با شراب و زیباییهای دنیا اشاره دارد. شاعر از لحظه دیدار معشوق سخن میگوید که جان او را پرنور میکند و او را در حالتی مست و شگفتانگیز به تصویر میکشد. زاهدی که با زیباییهای ساقی و دلربایی او تحت تأثیر قرار میگیرد، معذور دانسته میشود. با توصیفاتی زیبا از جمال معشوق و شراب، شاعر به تمسک به لحظات شیرین و زیبا در خرابات ازل اشاره میکند و نشان میدهد که حتی در آغوش مرگ نیز میتوان به زندگی و عشق پایبند بود. در نهایت، این شعر به یک تجلی و ظهور الهی اشاره دارد که در وجود انسان مسجود میشود.