شمارهٔ ۷۴ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر پریچهره مه پیکر من باز آید
روشنائی ببصر جان ببدن باز آید
پرتو نور تجلی رسد از جانب طور
نفس رحمت رحمان ز یمن باز آید
از سر طره آن ترک خطائی بمشام
نکهت نافه آهوی ختن باز آید
همه کار من دلسوخته چون زر گردد
اگر آن سنگدل و سیم ذقن باز آید
مردم دیده من درج پر از در دارد
همچو غواص که از بحر بدن باز آید
خوش بود گر ز جفای کاری و بیدادگری
آن بت عشوه ده عهدشکن باز آید
طوطی طبع من از چه دهن نطق ببست
بگشاید اگر آن پسته دهن باز آید
دارم امید که بر رغم حسودان ز سفر
مونس جان حسین ابن حسن باز آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به longing و آرزوی شاعر برای بازگشت معشوقی میپردازد که زیبایی، نور و رحمت را به زندگیاش بازمیگرداند. شاعر از مهر و محبت او سخن میگوید و بیان میکند که اگر او بازگردد، همه امور زندگیاش دگرگون خواهد شد و دلش شاد خواهد گردید. شاعر آرزو میکند که حتی با وجود مشکلات و حسادتها، معشوقش دوباره به او ملحق شود و زندگیاش را روشن کند. نهایتاً، او به امید بازگشت معشوقی اشاره میکند که دلش را آرام میکند.