شمارهٔ ۶۹ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دوستان جان مرا جانب جانان آرید
بلبلی از قفسی سوی گلستان آرید
جان بیمار مرا جانب عیسی ببرید
یا قتیل غم او را ز لبش جان آرید
عندلیب دلم از خار فراق آزاد است
از کرم بلبل دل را بگلستان آرید
شحنه عقل اگر سر بنهد بر در عشق
شحنه را دست ببندید و بسلطان آرید
زنگ اغیار زدودیم ز آئینه دل
آینه تحفه بر یوسف کنعان آرید
تا چو پروانه پر و بال و دل و جان سوزید
شمع ما را ز کرم سوی شبستان آرید
تحفه ای لایق آن حضرت اگر میطلبید
دل بریان شده و دیده گریان آرید
از تجلی جمالش چو شود موسم عید
جان مجروح حسین از پی قربان آرید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و longing (دلتنگی) میپردازد. شاعر از دوستانش میخواهد که او را به محبوبش برسانند و دلش را تسکین دهند. او به حال بیمار خود اشاره میکند و آرزو دارد که غم عشقش را از لب محبوبش بگیرد. شاعر همچنین بیان میکند که دلش از فراق آزاد شده و در عین حال دنبال راهی برای نزدیک شدن به عشق است. او خواهان دلی سوخته و چشمانی گریان است که نشانی از عشق و شوقش باشد. در نهایت، شاعر به عظمت جمال محبوبش اشاره میکند و از او دعا میکند تا جان مجروحش را به قربان برساند.