نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلم هوای چنان سرو نازنین دارد

که مشگ سوده بر اطراف یاسمین دارد

ز مهر زهره جبینی شدم ستاره فشان

که داغ بندگیش ماه بر جبین دارد

هزار عاقل فرزانه گشت دیوانه

از آن دو سلسله کز زلف عنبرین دارد

کمان گرفت و کمین کرد چشم شوخش باز

هزار فتنه و آشوب در کمین دارد

ز همنشینی جانان تمتعی یابد

کسی که دولت و اقبال همنشین دارد

زهی حبیب که از بهر وحی آیت عشق

ز جبرئیل نهانی دگر امین دارد

بگفت عاقبت از عشق کشته خواهی شد

حسین خود ز جهان آرزو همین دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل اشاره به longing و اشتیاق عمیق شاعر به معشوقی دارد که زیبایی و لطافت او دل را شاداب می‌کند. شاعر از جذبه‌های دلبری او سخن می‌گوید که باعث دیوانگی عاشقان شده است. همچنین به تأثیر حضور معشوق بر زندگی و خوشبختی افراد اشاره می‌شود و از عشق به عنوان الهامی از جانب خداوند یاد می‌کند. در نهایت، شاعر به خطرات عشق اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که عشق ممکن است به مرگ عاشق منجر شود.