شمارهٔ ۸۲ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دوست چون خواهد که عاشق هر نفس زاری کند
خانمانش سوزد و میل دل آزاری کند
ساختن باید بسوز عشق آن یاری که او
کو بسوزد آشکارا در نهان یاری کند
کی توان برداشتن بار بلای عشق را
گر نه لطف او به پنهانی مددکاری کند
کاله پر عیب دل را کز همه وامانده بود
مشتری ماهرو هر دم خریداری کند
تو بزاری ساز و از آزار او رخ برمتاب
نیست عاشق هر که آزاری ز بیزاری کند
گر بدست دیگران بنیاد ما را بر کند
نی در آخر از طریق لطف غمخواری کند
گر کند ساقی مجلس نرگس خمار دوست
کیست کاندر دور او دعوی هشیاری کند
هر که روزی بسته بند غمش شد چون حسین
سالها گر بگذرد باری گرفتاری کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و سختیهای آن است. شاعر میگوید که دوست، عاشق را وادار میکند که هر لحظه شکایت کند و ناراحتی را تحمل کند. عشق واقعی باید تحمل سوزش و درد را داشته باشد و در عین حال به یاری و دلخواری پردازد. عشق به قدری سنگین است که تنها بدبختیها و مشکلاتش را نمیتوان تحمل کرد مگر به لطف و یاری محبوب. شاعر همچنین اشاره میکند که اگر کسی عاشق باشد، نمیتواند از آزار و اذیت محبوب خود روی گردان شود و حتی اگر مشکلاتی پیش بیاید، عشق همچنان باقی میماند. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که عشق حقیقی فراموشنشدنی است و انسان را به یاد دردهایش میاندازد، همانند حسین که در غم عشقش سالها را تحمل کرد.