نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مه گلچهره من چون ز سفر بازآید

من دلسوخته را نور بصر باز آید

دارم امید که ناگه ز شفاخانه غیب

مرهم سینه این خسته جگر بازآید

من دیوانه ز زنجیر بلا باز رهم

گر پریروی ملک سیرت من بازآید

سوزد از آه دلم طارم ماه و خورشید

گر نه آن رشک مه و غیرت خور بازآید

کی بود کان بت عیسی دم یوسف منظر

بمداوای دل اهل نظر بازآید

گل اقبال دمد از چمن عیش حسین

اگر آن سرو سخن گو ز سفر بازآید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دلتنگی و امید به بازگشت محبوبی است که شاعر به شدت به او وابسته است. شاعر در انتظار است تا معشوقش از سفر برگردد و با بازگشت او، روشنایی و آرامش به زندگی‌اش بازگردد. او با اشاره به مشکلات و دردهای خود، امید دارد که محبوبش بتواند مرهمی بر زخم‌های دلش باشد. در این شعر، تصویرهایی از زیبایی و عشق به کار رفته که نشان‌دهنده دلتنگی و احساس فراق شاعر است. با بازگشت محبوب، همه چیز به حالت خوب و زیبا برمی‌گردد و شاعر بار دیگر طعم خوشبختی را تجربه خواهد کرد.