نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دردا که دوست هیچ رعایت نمی‌کند

مردیم از عتاب و عنایت نمی‌کند

قربان تیر دشمن بدکیش گشته‌ام

این جور بین که دوست حمایت نمی‌کند

از دست هجر دیده غمدیده آنچه دید

جز با خیال دوست حکایت نمی‌کند

جانم ز دفتر غم جانان به نزد خلق

فصلی و باب هیچ روایت نمی‌کند

بی‌یار در دیار دلم شحنه غمش

کرد آنچه پادشاه ولایت نمی‌کند

دارم ز اشک و چهره بسی سیم و زر ولیک

وجهی است اینکه کار کفایت نمی‌کند

از دست دشمن است همه ناله حسین

ور نی ز جور دوست شکایت نمی‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنجی که به خاطر بی‌محلی و عدم حمایت دوستش متحمل شده، سخن می‌گوید. او از تلخی و غمی که ناشی از جدایی و هجرت است، ابراز ناراحتی می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که با وجود ثروتی که در اشک‌هایش نهفته است، هیچ چیز نمی‌تواند جای خالی دوست را پر کند. همچنین شاعر به تأثیرات منفی دوست بد و تنهایی‌اش در زندگی اشاره می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تمام ناله‌ها و شکایت‌ها، از درد و غم ناشی از رفتارهای ناپسند دوستان و دشمنانش است.