شمارهٔ ۹۴ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر طریقه تو جمله ناز خواهد بود
وظیفه من شیدا نیاز خواهد بود
مرا چه دیده بروی تو باز شد در دل
بغیرت از سر غیرت فراز خواهد بود
چراغ مجلس هر کس مشو وگرنه چو شمع
نصیب من ز تو سوز و گداز خواهد بود
نظر بقامت تو زان قیامت جانها
مرا وسیله عمر دراز خواهد بود
چه غم خورد دل بیچاره ام ز درد و بلا
اگر عنایت تو چاره ساز خواهد بود
تو شاه ملک جهانی و بنده بنده خاص
ز بنده تا بکیت احتراز خواهد بود
غلام حضرت معشوق اگر چه بسیار است
کدام بنده چو عاشق نیاز خواهد بود
بجان خویش تعلق از آن همی ورزم
که او فدای چو تو دلنواز خواهد بود
پس از وفات ز یمن وفات قبر حسین
چو کعبه مقصد اهل حجاز خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر دلتنگی و عشق عمیق گوینده به محبوبش است. شاعر در ابیات مختلف به زیبایی محبوب و تأثیر او بر زندگیاش اشاره میکند. او به عاطفه و نیازش به محبوب میپردازد و بیان میکند که بدون حضور او، زندگیاش توام با درد و رنج است. همچنین، تصویر مشترک عشق و ارادت به محبوب در این شعر مشهود است و شاعر احساس میکند که حتی پس از مرگ نیز عشق او به محبوب ادامه خواهد داشت و مانع از فراموشی او میشود. در نهایت، شاعر خود را بندهای خاص در مقابل محبوب میبیند و به عظمت او اعتراف میکند.