نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چون شب و روز مرا از تو عنایت باشد

من و ترک غم عشق این چه حکایت باشد

چون ز سر تا بقدم لطفی و جانی و کرم

حاش لله که مرا از تو شکایت باشد

طالب وصل نیم بنده فرمان توام

بنده را بندگی شاه کفایت باشد

فتنه آموخت بدآموز ولی معلوم است

کآخر فتنه او تا بچه غایت باشد

عالمی گر شودم دشمن از آن باکی نیست

گرم از لطف تو ای دوست حمایت باشد

حال ملک دل من چیست تو هم میدانی

زانکه شه با خبر از حال ولایت باشد

آن کریمی که تو از غایت لطف و کرمت

پیش تو ذکر گنه نیز جنایت باشد

اگر از مصحف حسنت ورقی شرح دهم

سوره یوسف از آن یک دو سه آیت باشد

مونس جان حسین است جفا و ستمت

که ز تو جور و جفا لطف و عنایت باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که در آن شاعر از حال و هوای عشق و محبت سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که با وجود شب و روزی که در کنار معشوق خود دارد، وجودش از غم عشق فارغ نیست و هیچ شکایتی از معشوق نمی‌کند. او خود را بنده‌ای می‌داند که تنها خواستار وصال معشوق است و از فتنۀ بدآموختگان نیز نگران نیست. شاعر به کرامت و لطف معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی گناهانش در پیش او نیز نادیده گرفته می‌شود. در نهایت، او با اشاره به حال دل و دردهایش، بر ارتباط نزدیکش با معشوق تاکید می‌کند و نشان می‌دهد که این عشق شامل جفا و ستم نیز می‌شود.