بخش ۸۶ - پند سوم سلیمی جرونی
سلیمی جرونی / شیرین و فرهاد / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سیوم پند این بود ای سرو آزاد
که بر حسن و جوانی پر مشو شاد
ز من بشنو سخن تا می توانی
مشو مغرور، بر حسن و جوانی
خرد را با جوان، بیگانگی دان
جوانی شاخی از دیوانگی دان
به ملک عاقلی باشد امیری
جوانی را به سر کردن به پیری
جوانا پرستم بر خویش مپسند
که از پیران شنیدستم من این پند
که نبود در جوانی غیر مستی
غم پیری، جوانی خور که رستی
بنه روز جوانی بهر خود برگ
جوان تا پیر باشد، پیر تا مرگ
جوانی را که از وی در عذابی
غنیمت دان که مشکل بازیابی
مباش از کار و کرد خویش خشنود
که غفلت نقد عمرت جمله بر بود
جوانی را کزو هستت حسابی
گه پیری، خیالی دان و خوابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خواننده در این شعر به جوانان نصیحت میکند که از زیبایی و جوانی خود مغرور نشوند. او تأکید میکند که جوانی و زیبایی ماندگار نیست و باید به عقل و خرد توجه بیشتری داشته باشند. جوانی را شاخی از دیوانگی میداند و میگوید که عمر گرانبهاست و نباید در آن غفلت کرد. شاعر همچنین به جوانان یادآوری میکند که باید از جوانی به خوبی استفاده کنند و به فکر روزهای پیری باشند، چرا که فرصتها محدود است و جوانی، زمانی برای یادگیری و رشد است. در نهایت، او جوانی را فرصتی ارزشمند میداند که نباید بیمقدار گذراند.