نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۲ - پند نهم سلیمی جرونی

سلیمی جرونی / شیرین و فرهاد / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود پند نهم اینت که تدبیر

نیارد کردکس با امر تقدیر

میفکن پنجه با تقدیر رفته

کزان دل گرددت رنجور و تفته

هر آن کس را که نیکی سرنوشت است

مدام از نیکی خود در بهشت است

دگر آن را که بد دادندش از پیش

به دوزخ باشد از فعل بد خویش

چو دارند از ازل هر یک قراری

نباشد هیچ کس را اختیاری

چو بارد تیغ در بی اختیاری

بنه گردن که تدبیری نداری

که سرگردان این مهرند ذرات

و زین کار است عقل عاقلان مات

درین صحرا که ره زو نیست بیرون

به هر چه آید مکن چندین جگر خون

متاب از امر فرمان سر، که دانا

نمی یارد نهادن زو برون پا

چو واقف گشتی از پایان این راه

به هر چه آید بگو الحکم لله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این پند به ما می‌آموزد که تلاش برای تغییر تقدیر بی‌فایده است و نباید خود را درگیر تقدیر کرد، زیرا این کار فقط دل را رنجور می‌کند. هر کس سرنوشتی نیکو دارد در بهشت است و کسی که سرنوشت بدی دارد، عواقب عمل خود را می‌چشد. تعیین سرنوشت در ازل مشخص شده و هیچ‌کس اختیاری در آن ندارد. بنابراین، باید با وقوف به این حقیقت، از هر تلاشی برای تغییر آن دست برداشت و به تقدیرات الهی تسلیم شد و نتیجه‌ها را به خداوند واگذار کرد.