شمارهٔ ۱۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کی به گوش او کند جا ناله های زار ما
سرمهٔ آواز شد خون دل افگار ما
غنچه سان از شکوه گر لبریز خون دل شویم
گل کند رنگ خموشی از لب اظهار ما
می رویم افتان و خیزان در ره دردت چو گره
می توان بر حال ما بی پرداز رفتار ما
گفتگوی ما اسیران جز صغیر درد نیست
می تراود ناله چون نی از لب گفتار ما
از خیالش کلبه ام جویا تجلی زار شد
حیرت دیدار دارد صورت دیوار ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان درد و اندوه خود میپردازد و از نالهها و غمهای درونیاش سخن میگوید. او به تصویر میکشد که چگونه احساسات عمیق و تلخ او، مانند سرمهای بر چشمانش نشسته و صدای نالهاش به مانند نیای میتراود. همچنین او به وضعیت نامناسبی که در آن به سر میبرد، اشاره میکند و به جستجوی زیبایی و تجلی در زندگی اشاره دارد که در میان درد و رنج او شکل میگیرد. در نهایت، این شعر تصویری از دلتنگی، غم و تلاش برای بیان احساسات را به تصویر میکشد.