نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صحبت بی نفاق یاران کو

گل بی خار این گلستان کو

مرض بیغمی شفا طلبست

آب نیسان چشم گریان کو

سر و سامان عاشقیم کجاست

سر گرفتم بجاست سامان کو

از شراب و کباب محرومیم

دل بریان و چشم گریان کو

ضامن خندهٔ هزار گلست

گریهٔ ابر نوبهاران کو

باز جویا ز لطف گفت امروز

عاشق بیدل غزلخوان کو؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به جستجوی محبت و عشق واقعی می‌پردازد. شاعر از دوستانش می‌خواهد که با صداقت و بدون تظاهر صحبت کنند و به دنبال زیبایی و شادی واقعی در زندگی است. او به حسرت‌های خود اشاره می‌کند و می‌پرسد که راحتی و آرامش عاشقان کجاست. در نهایت، به دنبال امید و محبت در دل و چشمان دیگران است و از دلتنگی‌های خود سخن می‌گوید.