نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن

به سویت افتقار از غیرت استغنا کرامت کن

به مقصد می‌رساند هرکسی را لطف از راهی

مرا هم فتح بابی از در دل‌ها کرامت کن

زبان گفتگو کردی عطا، توفیق غوری ده!

چو موجم ترزبانی با ته دریا کرامت کن

جنون آب و هوای دشت وسعت مشربی خواهد

مرا از پردهٔ دل دامن صحرا کرامت کن

دلم را می‌فشارد تنگنای عالم امکان

مرا دامان دشتی در خور سودا کرامت کن

ببینم نیک و بد را تا به یک چشم اندر این محفل

به سان شمع بزمم دیدهٔ بینا کرامت کن

زبان نکته‌سنجی همچو صائب بخش جویا را

خدایا قطره‌ام را شورش دریا کرامت کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خداوند می‌خواهد که دل او را از وابستگی‌های دنیوی آزاد و کرامت ببخشد. او تقاضای استغنا و افتخار به خداوند دارد و خواهان رهنمودی برای رسیدن به مقاصدش است. شاعر می‌خواهد که خداوند به او توفیق دهد تا در بیان احساساتش مانند موجی زنده و دلنشین صحبت کند و او را از قید و بندهای دنیوی رهایی بخشد. او امید دارد که با دیدن خوبی‌ها و بدی‌ها، مانند شمع در محفل، بیناییش را افزایش دهد و در نهایت از خداوند می‌خواهد که جوشش و شوری در وجودش ایجاد کند.