نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در سحرخیزی به ارباب سعادت یار شو

آسمان گردآور فیض است هان بیدار شو

همچو شبنم در هوای دوست شب را زنده دار

صبح شد برخیز و مست جام استغفار شو

هر کس از فیض صبوحی کامیاب نشئه ای است

صبحدم با چشم گریان محو روی یار شو

مانده ای در بند رفعت از سبک مغزی چو ابر

خاکساری پیشه کن، هم سنگ دریا بار شو

پیش کس گردن منه مالک رقاب وقت باش

چشم از مردم بپوش و از اولی الابصار شو

برنمی تابد حجابت شوخ چشمیهای شمع

خود چراغ بزم خود چون گوهر شهوار شو

گرنه ای جویا نکو، با نیکوان منسوب باش!‏

باغ را گر گل نه ای خار سر دیوار شو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت سحرخیزی و بیداری در صبح اشاره می‌کند و از آن به عنوان زمانی برای دستیابی به فیض و سعادت یاد می‌کند. او از مخاطبان می‌خواهد که مانند شبنم در محبت دوست زنده بمانند و با استغفار دل‌ها را شاد سازند. همچنین بر اهمیت خاکساری و ترک خودخواهی تاکید می‌کند و از آنها می‌خواهد که به جای نگرانی از نظرات دیگران به دنبال ارتباط با نیکان باشند. در نهایت، شاعر بر این نکته تاکید دارد که برای رسیدن به زیبایی و کمال باید از هر گونه خودپسندی دست کشید.