شمارهٔ ۱۰۱۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
ترا دو ابروی پیوسته بر جبین شکفته
بود چو مطلع برجسته در زمین شکفته
مجو کدورت اطن زهم نشین شکفته
که هست آینهٔ روی دل جبین شکفته
مرا به پهلوی پر داغ تیر سینه شکافش
بود چو مصرع برجسته در زمین شکفته
مدام ساده ز چین جبهه اش چو آینه باشد
اسیر مشرب آن شوخ نازنین شکفته
عتاب و لطف نکویان بهم چو شکر و شیر است
هلاک عالم ترکان خشمگین شکفته
درون سینهٔ من جوش می زند گل داغش
خدا نصیب کند یار دلنشین شکفته
به باغ سینهٔ جویا که رشک خلد برین است
ز داغ سرزده گلهای آتشین شکفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای یک معشوق میپردازد. ابروهای پیوسته و جبین شکفته او به عنوان نمادهای زیبایی و جذابیت معرفی شدهاند. شاعر به عشق و احساسات خود اشاره میکند و چالشهای عاطفی را به تصویر میکشد. او به لطافت و سختی عشق اشاره کرده و از درد و شوق درون سینهاش سخن میگوید. همچنین، داغ عشق او را به باغی پر از گلهای آتشین تشبیه میکند که زیبایی و حسرت را به تصویر میکشد. شعر در نهایت از آرزوی داشتن یک یار دلنشین و عشق عمیق سخن میگوید.