نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱۸ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره

شده هر قطرهٔ می بر لب پیمانه گره

نبود چین جبین آینهٔ حسن ترا

چون هلال است ز ابروی تو بیگانه گره

تا قیامت به تمنای بناگوش کسی

در دل بحر بود گوهر یکدانه گره

غنچهٔ خاطر من بشکفد از شبنم اشک

می گشاید ز دلم گریهٔ مستانه گره

بر لبم بی می دیدار تو خمخانه نگاه

شده تبخاله صفت غنچهٔ پیمانه گره

زده ناخن به دلم مصرع بینش جویا

‏«ناخن شمع گشود از پر پروانه گره»‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و دلتنگی در میخانه می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از می و پیمانه، احساسات عمیق و دردناکی را که ناشی از دوری معشوق است، به نمایش می‌گذارد. او به زیبایی‌های چهره معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که در دلش همیشه longing (تمنای) دیدار او وجود دارد. همچنین، شاعر احساسات خود را از طریق قطرات اشک و غنچه‌ای که به خاطر غم عشق می‌شکفد، نشان می‌دهد. در نهایت، شعر بر ناتوانی و سوزش دل در اثر دوری معشوق تاکید دارد.