نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به جام لاله می رنگ تا بود در کوه

بنوش می به دف و چنگ تا بود در کوه

بده به سختی ایام دل که مینا را

نمی رسد خطر از سنگ تا بود در کوه

چنان ر شعلهٔ آهم فضای دهر پر است

که نیست جا به شرر تنگ تا بود در کوه

کمال مرد عیان گردد از جلای وطن

که نیست آینه جز سنگ تا بود در کوه

شود ز فیض سفر جوهرت عیان جویا

که لعل راست نهان رنگ تا بود در کوه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های طبیعت و زندگی اشاره دارد و بر لذت‌های مادی و معنوی تأکید می‌کند. شاعر از جام لاله و نوشیدن می سخن می‌گوید، به نوعی دعوت به شادی و بهره‌بردن از زندگی دارد. همچنین به دشواری‌های ایام و خطراتی که از سنگ‌ها سرچشمه می‌گیرد اشاره می‌کند، اما بر این باور است که ارزش واقعی انسان در شرایط و محیط خود نمایان می‌شود. در نهایت، شاعر به جواهرات نهانی در وجود انسان‌ها و ضرورت تلاش برای کشف آن‌ها در سفرهای زندگی اشاره می‌کند.