شمارهٔ ۱۰۱۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از حیا تا رنگ رخسارت به پرواز آمده
بر هوا خیل پری در جلوهٔ ناز آمده
برگهای نسترن از شوخی موج نسیم
فوج ارواح است پنداری به پرواز آمده
جوش حیرت، عرض مطلب را چه رنگین کرده است
موبموی پیکرم آیینهٔ راز آمده
گرد راهش ریخت در جیب هوا بوی بهار
تکیه بر دوش رعونت با صدانداز آمده
یاد رنگین جلوه ای در سینه مستی می کند
فوج طاووسی است هر آهم به پرواز آمده
همچو نی جویا به غیر از ناله دیگر دم نزد
یک نفس لعل لبش با هر که دمساز آمده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ظرافت توصیفاتی از عشق و زیبایی میپردازد. شاعر از حیا و زیبایی معشوق میگوید که همچون پرندگانی در هوا پرواز کردهاند. همچنین، با اشاره به قطرات باران بر برگهای نسترن و بوی بهار، حس لطافت و شادی را منتقل میکند. حیرت و شگفتی نیز در این اشعار به وضوح حس میشود و هر نفس در عشق به معشوق نماد طاووسی است که به پرواز درآمده است. در نهایت، شاعر احساساتش را با نگاهی عاشقانه و شورانگیز به تصویر میکشد.