شمارهٔ ۱۰۲۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه
با نوای مطرب و شیون هم آهنگ است کوه
پای جرات بر زمین افشرده با تیغ و کمر
با پلنگ چرخ گویی بر سر جنگ است کوه
آسمانی خورد گویا غوطه در خون شفق
از وفور لاله و گل بسکه خوش رنگ است کوه
از ضعیفی گرچه وزن یک پرکاهم نماند
معنیم را نیک اگر سنجد پا سنگ است کوه
گشته در کشمیر از تخت سلیمان روشنم
مملکت باشد جهان آن را که اورنگ است کوه
نقشها سازد عیان از سبزه و گل هر طرف
دیدهٔ بد دور جویا رشک ارژنگ است کوه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای کوه اشاره میکند و آن را متناسب با احساسات مختلف انسانها در شادی و غم میداند. کوه با موسیقی و شیون هماهنگ است و نماد شجاعت و قوی بودن است. همچنین، شاعر میگوید که کوه به معنای واقعی کلمه با زیباییهای طبیعی از جمله گلها و لالهها رنگین است و از قوت و استحکام خود سخن میگوید. در نهایت، شاعر از کوه به عنوان مملکتی میگوید که به اندازه تخت سلیمان روشن و باارزش است و از زیباییهای آن به عنوان نشانهای از قدرت طبیعت یاد میکند.