شمارهٔ ۱۰۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
همچو گل تنها همین نبود صفا حسن ترا
صد ادا باشد نهان در هر ادا حسن ترا
بارها سنجیده ام با عارض خورشید و ماه
رتبهٔ دیگر بود نام خدا حسن ترا
چون نباشد لایقت غیر تو دیگر هدیه ای
داده ام آیینهٔ دل رونما حسن ترا
همچو مه گر ظلمت شبها فروزان تر شود
تیره بختی های ما داده جلا حسن ترا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر زیبایی و صفای حسن محبوب را میستاید و میگوید که این زیبایی تنها به ظاهر نیست بلکه در حرکات و رفتار او نیز نهفته است. شاعر زیبایی محبوب را با خورشید و ماه مقایسه میکند و بیان میکند که هر مقایسهای با این زیبایی، ناچیز است. همچنین، او میگوید که هیچ هدیهای شایسته محبوب جز خود او نیست و عشق را همچون نوری در دلش میبیند که در تاریکیها روشنایی میبخشد.