شمارهٔ ۱۰۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نگه بر چهره نتوان کرد آن ترک شرابی را
یکایک چون در آتش افکند کس مرغ آبی را
هلاک گردش چشمی که از هر جنبش مژگان
عمارت می کند در کشور دلها خرابی را
فریب حسن هندی خورده ام دل مرده چون باشم
که هست آب بقا در شیر رنگ ماهتابی را
مرا جویا به بزم وصل او از جوش حیرانی
لب تصویر آموزد فن حاضر جوابی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک دختر ترک اشاره میکند که تاثیر عمیق و ویرانگری بر دلها دارد. او به قدرت چشمها و مژگانش اشاره میکند که میتواند دلها را خراب کند. شاعری که تحت تاثیر زیبایی او قرار گرفته، احساس میکند که دلش همچون یک مرده است و نمیتواند از این وضعیت فرار کند. در نهایت، او از دیگران میخواهد که در بزم وصال آن محبوب، او را راهنمایی کنند و فنون پاسخگویی را بیاموزند.