شمارهٔ ۱۰۲۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاه
زان سبب با چشم دل باشیم در کار نگاه
روز وصلت مردم چشمم بسان عنکبوت
می دود از شوق دیدار تو بر تار نگاه
چشم بستن می نماید جلوهٔ دیدار دوست
هست حایل در من و معشوق دیوار نگاه
ترک چشمش باز امشب از سیه مستی بریخت
در گریبان دل ما جام سرشار نگاه
کیست آگه غیر دریا از ته کار حباب
کس چو دریا جویا نفهمیده است اسرار نگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عمق احساسات عاشقانه اشاره دارد. شاعر از چشمان خود به عنوان ابزاری برای دیدن عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که عشق و شوق دیدار معشوق در دلش مانند تار عنکبوت میدرخشد و چشم بستن بر این احساسات تنها به خاطر رسیدن به معشوق است. همچنین در این شعر به دشواریهای عشق و رازهای عمیق آن اشاره میشود، به طوری که فقط درک دریا میتواند عمق این احساسات را درک کند. در کل، شعر احساسات عمیق و پرشور عاشقانه را به تصویر میکشد.