شمارهٔ ۱۰۳۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پرتو افکن گشت رخسار تو تا در آینه
مضطرب چون مهر تابان شد صفا در آینه
هیچ کس از صاف باطن عیب بی رویی ندید
می نماید صورت این مدعا در آینه
چهرهٔ ما بسکه پر گرد غبار کلفت است
روی بر دیوار دارد عکس ما در آینه
داشتن چشم نگاه از نرگس او سادگیست
او که نتواند ببیند از حیا در آینه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف زیبایی و تاثیر چهرهای محبوب بر دل و جان شاعر است. پرتو افکنی که از چهره محبوب به آینه میتابد، نشاندهنده صفا و زیبایی اوست. شاعر به عیبها و نواقص خود اشاره میکند و میگوید که در مقایسه با زیبایی محبوب، چهرهاش پر از غبار است. در نهایت، به سادگی نگاه او اشاره میکند که به دلیل حیا و عفتش، نمیتواند خود را در آینه ببیند. شاعر از تضاد زیبایی و کاستیهای خود سخن میگوید و احساسات خود را به تصویر میکشد.