نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳۷ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل چیست واله نگه ترک زاده ای

از حلقه های چشم به دام اوفتاده ای

خواهم دل به دام محبت فتاده ای

صبر کمی و خواهش از حد زیاده ای

گشتیم اسیر و شیفتهٔ ترک زاده ای

شست جفا به سینهٔ عاشق گشاده ای

با نیم غمزه صد دل طاقت شکسته ای

عرض هزار حوصله بر باد داده ای

با چشم سهو هم سوی عاشق ندیده ای

دلها به طاق ابروی نسیان نهاده ای

تا کی دلم ز پهلوی مژگان او بود

آماجگاه تیر به زهر آب داده ای

جویا قد خمیده ام از جور روزگار

در کشمکش فتاده بسان کباده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلدادگی به یک معشوق خاص است که توصیف‌هایی از زیبایی و جذبه او را در بر دارد. شاعر از احساسات خود در برابر معشوق ترک‌زاده‌ای سخن می‌گوید که دل را به دام محبت خود گرفتار کرده است. او از صبر کم و محبت بی‌پایان سخن می‌گوید و از فرخی که در تماشای چشمان معشوق به‌وجود آمده، رنج و غم عشق را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر از ناتوانی در فرار از این عشق و فشار ناشی از جفاهایی که به او شده، سخن می‌گوید و حس عمیق دلتنگی و اسارتی که برای معشوق احساس می‌کند را بیان می‌نماید.