شمارهٔ ۱۰۴۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
آه که امشب چهها با دل ما کردهای
بر در مستی زده باز چهها کردهای
دوخته بودم به صبر چاک دل خویش را
پیرهن طاقتم باز قبا کردهای
هرچه دلت رو به اوست قبلهٔ آمال اوست
شیشهٔ دل را چنین قبلهنما کردهای
پنبه ز آتش ندید، سنگ به مینا نکرد
آنچه تو بیرحم با اهل وفا کردهای
بر جگرم از نگه سونش الماس ریز
زخمی خود را اگر فکر دوا کردهای
غم مخور از روز حشر پرتو جویا علی است
بندگی سرور هردو سرا کردهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر در اثر درد و رنجی است که بر دلش وارد شده است. او به مستی و عشق اشاره میکند و میگوید که چقدر تحت تأثیر این احساسات قرار گرفته است. شاعر از صبر خود ناامید و دلشکسته است، و نشان میدهد که چگونه عشقش به معشوق باعث زخمهای عمیق در دلش شده است. همچنین او به ارتباطش با خدا و امید به روز قیامت اشاره میکند، و در نهایت احساس بندگی و وابستگی عاطفی به معشوق و خدا را در شعرش بازتاب میدهد.