نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای

در عالمی و پای ز عالم کشیده ای

در هر طرف که می نگرم جلوه گر تویی

بر روی گل به کسوت رنگ آرمیده ای

ای نفس قطع راه فنا یک نفس شود

هنگامه ای به هستی مرهوم چیده ای

از شوخی تو برق شرروار می رمد

ای شعله خوی من تو هنوز آرمیده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و معشوقی اشاره می‌کند که در هر گوشه از عالم جلوه‌گر است و نگاهی عمیق به وجود و حضور او دارد. او از قدرت و تأثیر این معشوق سخن می‌گوید که وجودش می‌تواند باعث تجدید حیات و نور در دل‌ها شود. شاعر به ارتباط عمیق خود با این معشوق اشاره کرده و او را به عنوان منبع حیات و زیبایی در زندگی خود توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به شعله عشق و احساساتی که از این معشوق دریافت می‌کند، اشاره می‌نماید.