نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴۴ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

باز از تغافلی صف پیمان شکسته ای

طرف کلاه ناز بسامان شکسته ای

صد دشنهٔ به زهر بلا آب داده را

در سینه ام ز شوخی مژگان شکسته ای

از آشناییم لب افسوس می گزی

با ما نمک نخورده نمکدان شکسته ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بی‌وفایی و خیانت طرف مقابل اشاره می‌کند. او از شکسته شدن عهد و پیمان، دلشکستگی و درد عمیق خود سخن می‌گوید. شاعر به یاد می‌آورد که چگونه طرف مقابل با لحن شیرین و مژگان خود او را فریب داده و به او آسیب رسانده است. همچنین به نوعی از غم و افسوس خود به خاطر این رابطه می‌افزاید و احساس می‌کند که این آشنایی برای او دردناک بوده است.