نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نهانی در حجاب زندگانی

برون آی از نقاب زندگانی

به قید جسم تا هستی گرفتار

گل آلوده است آب زندگانی

سوادنامه جز زیر و زبر نیست

گذشتم بر کتاب زندگانی

نفس را آمد و رفت پیاپی

بود موج سراب زندگانی

نترسد از خمار صبح محشر

سیه مست شراب زندگانی

به غفلت رفت ایام حیاتت

بشد عمرت به خواب زندگانی

نظر کن آمد و رفت نفس را

ندانی گر شتاب زندگانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تامل در مورد زندگی و گذر زمان می‌پردازد. شاعر از زندگانی به عنوان حالتی که در آن آدمی در قید جسم و مادیات گرفتار است، یاد می‌کند. او به این موضوع اشاره می‌کند که زندگی در ظاهر زیباست اما باطنش آلوده و پیچیده است. همچنین، از ناپایداری نفس و گذر سریع ایام حیات یاد می‌کند و به ما می‌فهماند که باید از غفلت و خواب آلودگی در حیات پرهیز کنیم. در نهایت، شعر دعوت به توجه و مراقبت به زندگی و زمان حال می‌کند.