شمارهٔ ۱۰۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به عرش عزتم جا داده است اقبال خواریها
نماند ضایع آخر فیض ضایع روزگاریها
چو با تیغ تضرع رو به سویم کرد دانستم
که تابد پنجهٔ خورشید را نیروی زاریها
به نام خویشتن گیری برات لامکان سیری
نهی گر پای استغنا به دوش بردباریها
من و در خاک و خون غلتیدن و بیطاقتی و غم
تو و مژگان خونآلود و شغل دشنهکاریها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عزت و کرامت خود سخن میگوید و به خیانتها و دشواریهایی که در زندگی تجربه کرده اشاره میکند. او در مییابد که با دعا و استغاثه به سوی خداوند، امید به بهبودی و نجات دارد. همچنین، او تفاوتهای خود را با دیگری توصیف میکند، یکی در رنج و محنت و دیگری در دسیسه و دشمنی. این شعر به تاملی عمیق دربارهی رنجها و امیدهای انسانی و نیز خواستههای الهی میپردازد.