شمارهٔ ۱۰۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به نیروی محبت در کنار آرم میانش را
به زور ناتوانی می کشم آخر کمانش را
بساطی چیده رنگین چشم بد دور از نگاه او
بود هردم زخون تازه ای گرمی دکانش را
وطن مرغ دلم در گرم سیر عشق او دارد
سزد بر سرو آهم گر ببندد آشیانش را
نگاه چشم خواب آلوده ای دشمن هوشم
ندارم چون تو جویا طاقت رطل گرانش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و وابستگی است. شاعر با نیرنگ محبت و قدرت ناتوانی، خود را به عشق معشوق میکشاند و از دوری او رنج میبرد. او وطنش را در عشق معشوق میبیند و به سرودن آواهایی در غم دوری او میپردازد. در نهایت، شاعر از حسادت و دشمنی که خواب آلود است، گلایه میکند و میگوید که مثل او طاقت تحمل بار گران عشق را ندارد.