نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

خود را چو زخود جدا بیابی

شاید که نشان ما بیابی

می ریختی و سبو شکستی

ای محتسب از خدا بیابی

بینی چون قد جامه زیبش

پیراهن خود قبا بیابی

در کشور فقر باش جمشید

تا جام جهان نما بیابی

هرگز ز وفا نیابی ایدل

آن ذوق که از جفا بیابی

چون سرمه کنی به دیده ها جا

گر خود را خاک پا بیابی

کی کام تو بی طلب برآید

یعنی که بجوی تا بیابی

جویا یک بار یا علی گو

برخیز که مدعا بیابی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفکر در مورد جستجوی خود و حقیقت می‌پردازد. شاعر از خواننده می‌خواهد که خود را از بندهای دنیوی جدا کند تا بتواند نشانه‌هایی از معشوق یا حقیقت را پیدا کند. او به تجزیه و تحلیل زندگی و وفاداری می‌پردازد و می‌گوید هرگز به حقیقت وفا نخواهد یافت مگر اینکه از جفا عبور کند. در نهایت، توصیه می‌کند که با گفتن «یا علی» و جستجو کردن، در پی یافتن اهداف و خواسته‌های خود برآیند.