شمارهٔ ۱۰۶۱ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهی
ساحل لب تشنه از دریا کند پهلو تهی
از نسیم حرف سرد این نصیحت پیشگان
شمع بزم ما مباد از ما کند پهلو تهی
شهرتش چون قاف بر اطراف عالم می دود
همچو عنقا آنکه از دنیا کند پهلو تهی
در هراسند اهل دل از صحبت دیوانگان
بحر از سیلاب از آن جویا کند پهلو تهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوعاتی چون زهد و گوشهگیری، تأثیرات منفی نصیحتهای خشک و بیاحساس، و ترس اهل دل از ارتباط با دیوانگان میپردازد. شاعر با مقایسههای تصویری، به این نکته اشاره میکند که زاهدان و افرادی که از دنیای مادی کنارهگیری میکنند، همچون درختی خشک میشوند و از حیات و لذتهای زندگی دور میمانند. همچنین، اشارههایی به تأثیرات نادرست صحبتهای سرد و بیروح و هراس دلباختگان از زندگی بدون عشق و احساسات دارد. در کل، این شعر بیانگر ناکامیها و خطرات ناشی از دوری از زندگی و ارتباطات انسانی است.