شمارهٔ ۱۰۶۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوش آن رندی که مینا را به ساغر می کند خالی
دلی از غصهٔ چرخ ستمگر می کند خالی
نکویان بیشتر دارند پاس عزت هم را
که زر در تاج شاهان جای گوهر می کند خالی
تهی از خویش راه جستجو سر کن که ماه نو
ز خود خود را برای مهر انور می کند خالی
هنر کی قابل خود را ز خود محروم می سازد
که جای خویش در فولاد جوهر می کند خالی
تهی گردد ز جوش گریه امشب دیده از اشکم
غمش این بحر را آخر اخگر می کند خالی
شرارت پیشه در افتادگی هم کار خود سازد
که در هر جا فتد جای خود اخگر می کند خالی
به دل نبود به غیر از جان شیرین نغمه را جویا
نی از بهر نوا خود را ز شکر می کند خالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نکتههایی دربارهی عشق و زیباییها اشاره دارد. شاعر به رندانی اشاره میکند که با یک نیمهپر ساغر، از غم و رنجها فاصله میگیرند و دلی شاداب دارند. او میگوید که نیکوکاران به یکدیگر احترام میگذارند و در این راستا، ثروت و قدرت نمیتواند جایگزین ارزشهای واقعی باشد. شاعر همچنین به اهمیت خالی شدن از خود و جستجوی حقیقت اشاره میکند و میگوید که هنر و استعداد باید در خدمت حقیقت قرار گیرد. او اشاره میکند که درد و غم، انسان را به درون خود میکشاند و همچنین، که سوءاستفاده و بدی، در هر جا میتواند گسترش یابد. در نهایت، شاعر بیان میکند که تنها جان شیرین انسان ارزشمند است و زیبایی نغمهها و روح هنر باید از دل و احساسهای واقعی نشأت بگیرد.