شمارهٔ ۱۰۷۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از هر که گشت محو تو مستور نیستی
وز هر که بست دل برخت دور نیستی
باشد نقاب روی تو شرم نگاه ما
چون گشت دیده محو تو مستور نیستی
ضبط نگه ز روی نکو عین ابلهی است
بگشای دیده زاهد اگر کور نیستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و میگوید که هیچکس نمیتواند از تأثیر او پنهان بماند. شاعر به این موضوع میپردازد که عشق و زیبایی معشوق آنقدر قوی است که حتی اگر کسی بخواهد به تصویری از او نگاه نکند، باز هم تحت تأثیر قرار میگیرد. همچنین به زاهدانی اشاره میکند که اگر واقعاً نابینا نیستند، باید چشمان خود را به روی زیباییها بگشایند و از تماشای آن لذت ببرند.