شمارهٔ ۱۰۷۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
غنچه شو یک چند تا خلوت نشین دل شوی
با هواها برنمی آیی به نیروی جنون
وای بر روزی که دور از حاضران عاقل شوی
می گشاید شش جهت بر سروت آغوش امید
اینچنین کز جوش مستی هر طرف مایل شوی
اینقدرها هم گرفتار تن خاکی مباش
جان من ترسم خدا ناکرده خر در گل شوی
عین آگاهی است جویا چشم پوشیدن ز خویش
نیستی غافل اگر از خویشتن غافل شوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نرمی به انسان هشدار میدهد که از غرور و خودبینی دور شود و به درون خود بپردازد. او تأکید میکند که برای رسیدن به آرامش و شناخت واقعی خود، باید مدتی به خلوت و سکوت پناه ببرد و از جنون و هیجانات بیمورد دوری کند. همچنین، او اشاره میکند که اگر از عقل و آگاهی دور شویم، ممکن است به سرنوشت بدی دچار شویم. در نهایت، به اهمیت خودآگاهی و دوری از غفلت از خویشتن اشاره میکند.