شمارهٔ ۱۰۷۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی
چون کند تنها دلم با اینقدر بیگانگی
آشنایی دشمنان تا کی به کار ما کنند
اینقدرها اینقدرها اینقدر بیگانگی
می کشد هجرانم آخر خون ناحق می کنی
خوش نمی آید خدا را اینقدر بیگانگی
با وجود آنکه با لعلت نمک ها خورده است
می کنی در کار جویا اینقدرها بیگانگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به احساس بیگانگی و تنهایی خود اشاره میکند. او از اینکه با دیگران اینقدر دور است و از آشنایان هم به دشمنی رسیدهاند، ابراز نارضایتی میکند. همچنین میگوید که این بیگانگی و دوری او را رنج میدهد و دعوی ناحق میشود. در نهایت، او از این وضعیت شکایت دارد و از آن دم میزند که عشق و دوستی با وجود این بیگانگی باید بهتر از این باشد.