شمارهٔ ۱۰۸۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!
برگیر ز خاک رهم ای دست کرم، های!
سرگرمی ام از آتش سوزان ته پاست
های آبلهٔ پای طلب ساغر جم، های!
غیر از تو ندانم به که گویم ز جفایت
از دست تو پیش که روم های ستم، های!
ازمنت احسان تو داغ است دل ما
دلسوزتری از تو ندیدم الم، های!
فریاد که از هر خم آن طرهٔ مشکین
در بند فرنگ است دلم های، دلم، های
سر از گره ابروی بیداد نپیچیم
جویا به همان قبضهٔ شمشیر قسم های
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساساتی عمیق از درد و غم را بیان میکند. شاعر از مشکلات و غمهایی که از طرف معشوق به او تحمیل شده سخن میگوید و از خداوند میخواهد که او را از این مصائب نجات دهد. او از تنهاییاش و بیکسیاش میگوید و در جستجوی آرامش و یاری است. همچنین، به محبت و احسان معشوق اشاره میکند که درد و رنجهای او را افزایش داده است. شاعر در نهایت ابراز میکند که دلش در بند عشق معشوق است و به او وابسته است.