شمارهٔ ۱۰۹۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر از دیدن عیب خلایق چشم میپوشی
همانا در پی کتمان عیب خویش میکوشی
عبادت در حضور خلق ار چشم قبول افتد
تو ظالم فسق را از دیدهٔ مردم نمیپوشی
چو آب جو که گل در خور کشد آهسته آهسته
روانبخش تو گردد می به همواری اگر نوشی
ز می چون اینقدر اظهارت نفرت میکنی زاهد
نظر بر هوشهای ناقص ما باز خاموشی
ببند از خودستایی لب که گردد قیمتت کمتر
در این بازار چندانی که خود را بیش بفروشی
بود ز آیینه جویا روشن این معنی که در عالم
صفای سینه نتوان یافتن غیر از نمدپوشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از افرادی میپردازد که در ظاهر خود را عادل و مومن میدانند، اما در باطن از عیوب خود و دیگران غافلند. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی عیوب دیگران را نمیبیند، به احتمال زیاد در تلاش است تا عیوب خود را پنهان کند. همچنین، عبادت و کارهای نیک آنچنان که در حضور مردم انجام میشود، اگر با نیت خالص نباشد، ارزشی ندارد. شاعر به زاهدانی که از شراب و لذتهای زندگی نفرت دارند، هشدار میدهد که بهتر است به جای قضاوت دیگران، بر آگاهی خود تمرکز کنند. در نهایت، اشاره میشود که خودستایی باعث کاهش ارزش فرد میشود و در عالم واقعی نمیتوان به سادگی به صفا و آرامش دست یافت.