شمارهٔ ۱۱۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سخت پر شد در غم عشقت تن محزون ما
می ترواد چون عرق از هر بن مو خون ما
آنکه بی امداد آتش سوخت داغ لاله را
روشنایی داد بی روغن چراغ لاله را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و اندوهی که به خاطر عشقش بر تنش سایه افکنده، سخن میگوید. او بیان میکند که این درد و ناراحتی به قدری عمیق است که مانند عرق بر روی موهایش نمایان است. همچنین، اشاره میکند که حتی بدون کمک و پشتیبانی، داغ عشق او مانند لالهای سوزان است و در عین حال میگوید که این عشق میتواند روشنایی و امیدی به زندگیاش ببخشد، حتی اگر مانند چراغی بدون روغن باشد.