نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می‌نهد بر سینه، داغم، عشق سیم‌اندام‌ها

یا برای مرغ دل می‌گسترد گل، دام‌ها

سینه را چندان کند تا از برش دور افکند

می‌کند دایم نگین پهلو تهی زین نام‌ها

نیست حرف راست‌بازانت، دورو، کاین قوم را

غنچه آسا لخت دل باشد زبان در کام‌ها

خرم آن بیدل که در شب‌های هجران با تو بود

گرم گلبازی ز رفت و آمد پیغام‌ها

مهربان‌تر شو که در آیین عاشق‌پروری

ناز چون بسیار شد کم نیست از ابرام‌ها

تلخکام آرزوی او به نقد جان خرد

چون کند شکرفروشی لعلش از دشنام‌ها

شیشه را تنها نشد در محفلت قالب تهی

بازماند از حیرت بزمت دهان جام‌ها

گر چنین از فیض نقش پای او بالد به خویش

‏ بگذرد روی زمین جویا ز پشت بام‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به عشق و احساسات عمیق خود اشاره می‌کند. او عشق را همچون داغی بر سینه‌اش توصیف می‌کند و از دل مرغی که برای عشقش گل می‌گسترد، سخن می‌گوید. نوشته‌های او نشان‌دهنده عشق پاک و دائمی است که در لحظات جدایی نیز همچنان برقرار است. شاعر از زیبایی و زشتی‌های عشق صحبت کرده و از طرفداران خود می‌خواهد که با مهربانی بیشتری رفتار کنند. در کل، این اشعار پر از احساس شور و در عین حال تلخی‌های ناشی از دوری و آرزوهای غیرقابل دسترس است.