نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پرتو حسن ز بس سوخته بال و پر ما

سرمهٔ دیدهٔ عنقا شده خاکستر ما

کشتهٔ عشق بتان زندهٔ جاوید بود

دم عیسی‌ست دم تیغ جفا بر سر ما

اوّل گام به سر منزل مقصود رسیم

بیخودی در ره تحقیق بود رهبر ما

از غلاف هوس نفس برآییم چو تیغ

تا به کی در پس این پرده بود جوهر ما

مهر، نقش قدمم همت جویا باشد

چتر شاهنشهی فقر بود بر سر ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تجربه‌های سخت و رنج‌آور عاشقانه می‌پردازد. شاعر از سوختن بال و پر خود و تبدیل شدن به خاکستر سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که عشق به معشوقان، حتی در سختی‌ها و مرگ، زنده است. وی به دنبال راستی و حقیقت می‌باشد و می‌گوید که برای رسیدن به هدف باید بی‌خیال از خود را پیش برود. همچنین به قدرت اراده و همت اشاره دارد و می‌گوید که فقر و دشواری‌ها نمی‌توانند او را متوقف کنند. در کل، شعر به جستجوی عشق و حقیقت و مبارزه با مشکلات اشاره دارد.