نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها

من و خون خوردن و رسوایی و ناکامی‌ها

صبح نوروز خرام است، مبارک باشد

بر تنت جامهٔ چسپان خوش‌اندامی‌ها

نشئه‌ای نیست به غربت می رسوایی را

به وطن می‌بردم خواهش بدنامی‌ها

پختهٔ عشق کجا، شکوهٔ بیداد کجا؟

دل کم حوصله باشد ثمر خامی‌ها

باده می‌نوش که تا هست جهان، خواهد بود

رنگ بر چهرهٔ گل از قدح‌آشامی‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زندگی و احساسات شاعر پرداخته است. شاعر میان شادی و غم، خوشی و ناکامی، و می‌گساری و رسوایی تفرقه می‌افکند. او به مناسبت نوروز، خوشحالی و زیبایی را تجلیل می‌کند و به نکبت و بدنامی در غربت اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر بر لزوم لذت بردن از زندگی و نوشیدن می‌افزاید، چرا که زندگی کوتاه است و باید از آن بهره برد.