نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شب خیالم به خواب دید ترا

چقدرها به بر کشید ترا

مور ره یافته به خرمن گل

یا خط عنبرین دمید ترا

پای تا سر مزه است اندامت

به نگه می توان چشید ترا

آب رنگی نماند با لعلت

تشنه ای ظاهرا مکید ترا

گل و شمشاد و سرو را دیدم

به همه ناز می رسید ترا

باز مانده زکار قطره زدن

بسکه اشکم ز پی دوید ترا

گشت جویا ز خود تهی چون ماه

تا تواند به بر کشید ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر خواب زیبایی از معشوقه‌اش را می‌بیند و به توصیف جذابیت و زیبایی او می‌پردازد. او احساساتش را با تصاویری از گل‌ها و طبیعت بیان می‌کند و نشان می‌دهد که چقدر وجود معشوقه‌اش برایش ارزشمند و دلپذیر است. اشک‌های او نیز به خاطر عشق و عشق‌ورزی به این زیبایی جاری می‌شوند و در نهایت، شاعر به حس گمشده‌گی و جستجوی معشوقه‌اش می‌پردازد.