شمارهٔ ۱۴۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مجلس گل گشته رنگین از نوای عندلیب
میفزاید جوش گلشن را صدای عندلیب
برگ گل لخت دل و آب و هوا اشکست و آه
بیتکلف تحفهها دارم برای عندلیب
ما و او را عشق در یک آشیان پرورده است
هیچ کس چون من نباشد آشنای عندلیب
نالهٔ من بر سر کوی تو رنگینتر بود
در چمن فریادها دارد نوای عندلیب
گر فشاند دامن حسنش غباری بر چمن
بشکند رنگ از رخ معشوق های عندلیب
پُر مکدر گشتهای، جویا به گلشن رو دمی!
زنگ از دل میزداید نالههای عندلیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. شاعر از مجلس و فضای پرگل و رنگین صحبت میکند که با صدای دلانگیز عندلیب (پرندهای که نماد عشق و غم است) زنده شده است. او از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق میگوید و ابراز میکند که هیچکس به اندازه او معشوق را نمیشناسد. نالهها و فریادهایش در کوچه عشق در مقایسه با دیگران رنگینتر است و در نهایت به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر دل و روحش پرداخته میشود. شاعر به تلاطم عاطفی خود اشاره میکند و میخواهد از غمها رهایی یابد.