نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب

در ناله نیست هیچ کس استاد عندلیب

اشکم گلاب گشته ز مژگان فرو چکد

هر گه به گوش دل شنوم داد عندلیب

گلریزوار از نفسم شعله می جهد

آتش فروز دل شده فریاد عندلیب

جویا به غیر یار به پیش کسی منال

جز گوش گل که می شنود داد عندلیب؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به احساسات عاشقانه و عاطفی خود اشاره می‌کند. او از عشق و زیبایی‌های خداداد به هنگام شنیدن ناله‌های عندلیب (پرنده‌ای عاشق) حسادت می‌کند. اشک او مانند گل می‌ریزد و هر بار که صدای عندلیب را می‌شنود، دلش به تپش می‌افتد. او احساساتش را به آتش و فریاد تشبیه کرده و در نهایت بیان می‌کند که جز عشق حقیقی و محبوبش، برای هیچ کس دیگری نمی‌گرید، زیرا تنها گوش گل می‌تواند صدای دلbroken او را بشنود.