نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح است

دیدهٔ چون نقش قدم بر سر راهش طرح است

ناز بر دیدهٔ خورشید پرستان دارد

حلقهٔ زلف که بر روی چو ماهش طرح است

می توان گشت به گرد سر او کز شوخی

دام صد فتنه ز هر موی کلاهش طرح است

مغز در سر مه نو را شده آشفته مگر

بیت برجستهٔ ابروی سیاهش طرح است

قوت آه کشیدن نبود جویا را

بسکه بر گردن او بار گناهش طرح است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق خود می‌پردازد. او اشاره می‌کند که نگاه معشوقش مانند طراحی در میخانه است و چشم‌هایش مانند آثار هنری بر مسیر زندگی‌اش نقش بسته‌اند. ناز و فخر او، مانند خورشید بر پرستیدگانش می‌تابد و زلف‌هایش به شکلی دلربا شبیه به ماه قرار گرفته‌اند. شاعر همچنین اشاره می‌کند که دور شدن از جمال او با وجود همه فتنه‌ها و پیچیدگی‌ها غیرممکن است. ابروی معشوق، همچون یک اثر هنری با اهمیت، روح او را تحت تأثیر قرار داده و بار گناهان بر دوش او سنگینی می‌کند.整体来说، شاعر از زیبایی معشوق و تأثیری که بر زندگی و احساساتش دارد، با زبانی زیبا و شاعرانه سخن می‌گوید.