شمارهٔ ۱۷۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آرامم از خط تو رمیدن گرفته است
تا نکهت بهار دمیدن گرفته است
خون دلم ز پنجهٔ مژگان به راه او
دامان انتظار چکیدن گرفته است
صهبا به بزم تا نرسیده است نارس است
می در پیاله رنگ رسیدن گرفته است
وحشت مرا رساند به سر منزل وصال
آن صید را دلم ز رمیدن گرفته است
از فیض آبیاری می لاله های رنگ
جویا به باغ حسن دمیدن گرفته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات عمیق و عاشقانه خود را بیان میکند. او از حالتی آرام و ملتهب به خاطر عشق سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه این عشق او را تحت تاثیر قرار داده و منتظر رسیدن معشوق است. شاعر به زیبایی و لطافت عشق اشاره میکند و میگوید که این انتظار و عشق او را به اوج رسانده است. همچنین، به باغ و گلها به عنوان سمبل زیبایی و عشق اشاره شده که نشاندهنده درک عمیق شاعر از احساساتش است.